أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
222
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
« مائة عين » ترجمه كرده است ، و صحيح است . خانى بر وزن مانى ، نام هماى دختر دارا باشد . . . و حوض و چشمهء آب را نيز گفتهاند . پهلوى Xanik ( بندهش ، طبع انگلساريا 160 ) نيز Xan ( فرهنگ ونديداد . هوشنگ جاماسپ ، ll ، 136 ) از مصدر اوستايى kan ( كندن ) ، طبرى Xuni ( چشمه ) « نصاب طبرى 332 » . باتلاق جنوب شرقى شهر اصفهان كه به نام ( گاخانى ) و ( گاوخونى ) ناميده مىشود از همين نام مشتق است . در كليله و دمنه « باب اليوم و الغربان » ذكر چشمهاى به ميان آمده كه در مأخذ كليله يعنى : « پنج تنتره » به نام « چند را سرا » ياد شده يعنى : ( چشمهء ماه ) . در نسخهء سريانى كليله ، كه از پهلوى ترجمه شده ، نام همين چشمه « ماه خانى » آمده است . رك : « اقبال ، ابن المقفع ، ص 48 - 49 » . ز شرم آب آن رخشنده خانى * به ظلمت رفته آب زندگانى نظامى گنجوى رك : برهان و حاشيه . نيز رك : راحة الصدور ، ص 60 ، « مساجد و خانيها و چشمه سارها » . ليكن در سرزمينها ( ص 205 ) اندك غفلتى شده و خانيه به معناى خانه گرفته شده است . عبارت سرزمينها چنين است : « در جاى سحنهء « 1 » جديد ، چنان كه ابن خردادبه و قدامه ذكر كردهاند ، در قرون وسطى شهر « سيسر » واقع بود ، كه ياقوت گفته معنى آن به فارسى سى سر است . مجاور سيسر مكانى است با چشمههاى فراوانى موسوم به « صدخانيه » ( به معنى صدخانه ) و منابع آب ، زيرا چشمههاى بسيار در آنجا ديده مىشود » معلوم است كه صدخانه درست نيست . مترجمان عرب اين كتاب نيز ، صدخانيه ( اى البيوت المئه او منابع المياه ) « 2 » . گفتهاند . پس صدخانه و البيوت المئه بى مورد است . و همان منابع مياه درست است كه صد چشمه باشد . دقت ترجمهء عربى ، با آوردن كلمهء « او » ترديدى ، بيشتر نموده شده است . ( 116 ) 72 / 6 : كشته نامند - عبارت متن ( ص 243 ) : « و هى كتابة يقال لها الكشتج » كشسه ، با ضم اول و سكون دوم و فتح سين بى نقطه ، به معنى خط و نوشته باشد ، اعم از خط عربى و فارسى و هندى . مصحف كشه با تشديد شين . خط كه اندر كشند كشه گويند . و گداى را كشه خوانند يعنى كه مال مردم به خود كشد . عسجدى مروزى گفت :
--> ( 1 ) - ضبط فرهنگ فارسى معين « صحنه » با صاد . ( 2 ) - بلدان الخلافة الشرقيه ، ص 225